بازگشت به تاریخ و معماری ایران

از خانهٔ درون‌گرا تا شهر نو؛ معماری در عصر قاجار و پس از آن

برخورد هنر ساختمانی ایران با فن و تصویرِ جهان جدید چگونه چهرهٔ شهر را دگرگون کرد؟

تغییر، نه گسست کامل

در دورهٔ قاجار، بناهای حکومتی و خانه‌ها هم ادامهٔ برخی سنت‌های پیشین بودند و هم جای تجربه‌های تازه. کاشی‌کاری، آینه‌کاری و حیاط هنوز حضور داشت؛ در همان حال تصویرپردازی، چیدمان اتاق‌ها و برخی فنون و نشانه‌های الهام‌گرفته از اروپا وارد شدند. این هم‌نشینی را نمی‌توان با دوگانهٔ سادهٔ «سنتی یا غربی» توضیح داد.

نقاشی تالار آینهٔ کاخ گلستان، اثر کمال‌الملک
نقاشی تالار آینهٔ کاخ گلستان، اثر کمال‌الملک · کمال‌الملک / Wikimedia Commons، مالکیت عمومی؛ مشخصات و مجوز عکس

کاخ گلستان در تهران نمونه‌ای روشن از این آمیزش است. یونسکو آن را نمونه‌ای از ترکیب هنر و صنعت ایرانی با تأثیرهای اروپایی در سدهٔ نوزدهم می‌داند. اما برای فهم معماری این عصر باید فراتر از کاخ رفت و به خانه، خیابان، مدرسه و فضاهای تازهٔ عمومی هم نگاه کرد؛ هرکدام پاسخ متفاوتی به تغییر زندگی شهری می‌دادند.

نقاشی تالار آینه را می‌توان همچون یک سند دید، اما نه به جای عکسِ بی‌طرف از تمام زندگی قاجاری. نقاش انتخاب کرده چه چیزی را برجسته کند: نور، بازتاب‌ها، اندازهٔ فضا و حضورِ دربار. مقایسهٔ این تصویر با نقشه و عکس‌های تاریخیِ مجموعه نشان می‌دهد بازنماییِ هنری و شکل واقعیِ بنا چه نسبتی با هم دارند. همین پرسش دربارهٔ عکس‌های قدیمی شهر نیز صدق می‌کند؛ قابِ تصویر همیشه بخشی از واقعیت را بیرون می‌گذارد.

خواندن ردِ نوسازی در شهر

از اواخر قاجار و سپس در سدهٔ بیستم، خیابان‌کشی، نهادهای اداری و فناوری‌های ساختمانی تازه بر شهر اثر گذاشتند. این فرایند در همهٔ شهرهای ایران یکسان یا هم‌زمان نبود. گاهی ساختمان جدید در کنار بازار و محلهٔ قدیمی نشست؛ گاهی هم مسیرهای قدیمی برید و بافت‌های ارزشمند از میان رفتند.

بخشی از مجموعهٔ کاخ گلستان در تهران
بخشی از مجموعهٔ کاخ گلستان در تهران · Wikimedia Commons contributors؛ مشخصات و مجوز عکس

برای شناخت یک شهر معاصر، بناهای چند دوره را روی نقشه کنار هم بگذارید: هستهٔ تاریخی کجاست، خیابان تازه از کجا گذشته و چه ساختمان‌هایی جای کارکردهای قدیمی را گرفته‌اند؟ چنین پرسش‌هایی از داوری شتاب‌زده دربارهٔ «قدیمیِ خوب» و «جدیدِ بد» دقیق‌ترند و نشان می‌دهند میراث معماری در شهر زنده چگونه تغییر می‌کند.

هنرِ سطح و فناوریِ سازه

در معماری قاجاری، سطح بنا می‌توانست محل نمایش تصویر، رنگ و مهارت صنعتگران باشد. آینه‌کاری و کاشی‌کاری در کنار باغ و حوض، کیفیتی می‌ساختند که تنها با نقشهٔ ساختمان فهمیده نمی‌شود. کاخ گلستان از این نظر آموزنده است: بخش‌های مهم آن در سدهٔ نوزدهم شکل گرفتند و مجموعه هم محل حکومت بود، هم سکونت و هم تولید هنری. بنابراین یک تالارِ آراسته را باید در چارچوب کارکرد سیاسی و اجتماعی کل مجموعه دید.

تأثیر اروپایی نیز فقط در نقشِ نمای بیرونی خلاصه نبود. یونسکو برای گلستان به اقتباس از فناوری‌های ساختمانی، از جمله استفادهٔ سازه‌ای از آهن، اشاره می‌کند. پرسش جالب این است که یک ماده یا روش تازه چگونه در کنار مهارت‌های بومی قرار می‌گیرد. گاهی نتیجه تقلید آشکار است و گاهی آمیزه‌ای تازه؛ بدون بررسی تاریخ ساختِ هر بخش نمی‌توان دربارهٔ همهٔ ساختمان‌های قاجاری حکم یکسان داد.

خانه، خیابان و تغییرِ حریم

خواندن معماری این دوره فقط با کاخ‌ها ممکن نیست. حیاطِ خانه، نسبتِ اتاق‌ها با فضای باز، ورودی و مرز میان فضای خصوصی و عمومی، تجربهٔ ساکنان را شکل می‌داد. وقتی خیابان و کارکردهای عمومی تازه پدید آمدند، رابطهٔ خانه و شهر هم موضوع طراحی شد. این تغییر در یک شهر ممکن بود آرام و افزایشی باشد و در شهری دیگر با تخریب یا بریدنِ بافت قدیمی همراه شود. تاریخِ محله‌ها به همین اندازهٔ تاریخِ بناهای حکومتی اهمیت دارد.

خیابان چراغ‌گاز تهران در حدود ۱۸۸۰ میلادی
خیابان چراغ‌گاز تهران در حدود ۱۸۸۰ میلادی · Antoin Sevruguin / Wikimedia Commons؛ مشخصات و مجوز عکس

برای مطالعهٔ یک محله، نقشه‌های دوره‌های مختلف را کنار عکس و مشاهدهٔ امروز قرار دهید. بپرسید خانه‌ها رو به چه فضایی باز می‌شدند، راه پیاده از کجا می‌گذشت و چه بخشی از حیاط یا گذر هنوز کارکرد دارد. چنین کاری حتی دربارهٔ ساختمانی که ثبت جهانی ندارد، داستان نوسازی را آشکار می‌کند. بااین‌حال نباید از نمای بیرونی دربارهٔ زندگی خصوصی ساکنان نتیجه‌گیری کرد؛ روایت‌های محلی و سندها باید کنار مشاهده قرار گیرند.

در عکسِ خیابان چراغ‌گاز، خیابان فقط پس‌زمینهٔ بناها نیست؛ خودِ مسیر و شیوهٔ استفاده از فضای عمومی موضوع مطالعه است. در مقایسه با گذرهای قدیمی، به عرض راه، نوع رفت‌وآمد و رابطهٔ ساختمان‌ها با خیابان توجه کنید. یک عکس تاریخی به‌تنهایی دلیل کافی برای توصیف کل تهرانِ آن زمان نیست، اما می‌تواند پرسش‌های دقیق‌تری برای جست‌وجو در نقشه‌ها و اسناد شهری بسازد.

میراث معاصر را چگونه ارزیابی کنیم؟

سن بنا به‌تنهایی معیار ارزش آن نیست. یک ساختمان ممکن است از نظر مهندسی، نقش شهری، خاطرهٔ جمعی یا هنرِ ساخت اهمیت داشته باشد. در مقابل، هر بنای قدیمی الزاماً سالم، قابل استفاده یا بی‌نیاز از تغییر نیست. ارزیابیِ سنجیده می‌پرسد چه چیزی اصیل مانده، چه تغییری لازم است و کدام تغییر به رابطهٔ بنا با پیرامون آسیب می‌زند. پروندهٔ یونسکوی گلستان حتی یادآور می‌شود که بخشی از مجموعهٔ تاریخی در دوره‌های بعد از میان رفته است.

حفاظت هم به معنای منجمد کردن شهر نیست. اگر یک مجموعهٔ تاریخی به موزه تبدیل می‌شود، راه دسترسی، کاربری و نیازهای امروز باید با مصالح و ساختار قدیمی سازگار شود. اگر محله هنوز مسکونی است، حقِ ساکنان برای زندگی مناسب در کنار حفاظت از میراث قرار می‌گیرد. پرسش درست این نیست که «هیچ چیز تغییر نکند»؛ این است که تغییر چگونه مستند، قابل توضیح و تا حد امکان کم‌آسیب انجام شود.